آخرين منجي

ساقی امشب باده از بالا بریز
باده از خم خانه مولا بریز
باده ای بی رنگ و آتشگون بده
زانكه دوشم داده ای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من
می چكد نام تو از لبهای من
محو كن در باده ات جام مرا
كربلایی كن سرانجام مرا
یا علی، درویش و صوفی نیستم
فاش می گویم كه كوفی نیستم
موجها را می شناسی مو به مو
شرحی از زلف پریشانت بگو
باز كن دیباچه توحید را
تا بجوید ذره ای خورشید را
یا علی بار دگر اعجاز كن
مشتهای كوفیان را باز كن
باز كن چشمان نازآلوده را
بنگر این چشم نیاز آلوده را
شاهد اقبال در آغوش كیست؟



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ساعت 4:57 توسط patron | 2 نظر
طبقه بندی: نجوا

شال ماتمت آبرو به من داد

موج پرچمت دل رو داده بر باد

قصه ی غمت دریای نگاهم

اسم اعظمت از لبم نیفتاد ...

 

لینک دانلود مستقیم                                                  


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 12:44 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: نواها

منم عار او، او بود یار من

ز لطف و کرامت خریدار من

نبودم که او بوده دلدار من

غمش شد انیس دل زار من

از آن دم که مادر مرا داده شیر

امیری حسین و نعم الامیر ...

لینک دانلود مستقیم                                                             


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 12:36 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: نواها

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبيبِهِ؛
سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَليلِ اللَّهِ وَ نَجيبِهِ ؛
سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِيِّهِ
سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ
سلام بر حسين مظلوم و شهيد

اَلسَّلامُ على اَسيرِ الْكُرُباتِ وَ قَتيلِ الْعَبَراتِ
سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاري‌ها اسير بود و كشته اشكِ روان گرديد

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ الْفاَّئِزُ
خدايا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماينده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزيده‌ات و فرزند برگزيده‌ات بود كه كامياب شد

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 12:19 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: نجوا

 

السَّلام عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ أمِيرِ المُؤْمِنينَ ، وَابْنَ سَيِّدِ الوَصِيِّينَ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزّهراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ العالَمِينَ ، السَّلام عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللهِ وابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ المَوْتُورَ ، السَّلام عَلَيْكَ وَعَلَى الأرواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّي جَميعاً سَلامُ اللهِ أبَداً ما بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ.

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ ، وجَلّتْ وعَظُمَتْ المُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلَى جَمِيعِ أهْلِ الإسلام ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أهْلِ السَّمَوَاتِ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسَّسَتْ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَيْكُمْ أهْلَ البَيْتِ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَأزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتِي رَتَّبَكُمُ اللهُ فِيها ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَلَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتالِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ أشْياعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ وَأوْلِيائِهِمْ.



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 4:42 توسط patron | یک نظر
طبقه بندی: نجوا

نبرد سرنوشت ساز جبهه حق و باطل در انتخابات 88

مبارزه سخت احمدی نژاد با شاه سلطان حسین

یا عضوی از فراماسونها(دجال آخرالزمان)؟!


حدیث معروفی که در زمان انتخابات از امام علی(ع) در مورد یاران سبزپوش دجال بطور گسترده منتشر شد ، تا چه اندازه صحیح بود؟!

علت دفاع همه جانبه استکبار از موسوی و فرقه سبزش در چه بود؟!

اگر احمدی نژاد در انتخابات ۸۸ حضور نداشت یا شکست می خورد ، انقلاب اسلامی در زیر چکمه های فرقه سبز دچار چه سرنوشتی می گردید؟!

انتخابات ۸۸ که مدتها دنیا را تحت تاثیر خود قرار داد در حوادث عصر ظهور و اتفاقات آخرالزمانی چه جایگاهی دارد؟

مقام معظم رهبری(مدظله) چه حقیقتی را مشاهده می فرمود که با تعبیر شاه سلطان حسین ها و خطر نابودی انقلاب ، خواهان حضور جدی تمام نیروهای انقلابی در صحنه انتخابات شد؟!

آیا ادامه دار بودن فتنه انتخابات ۸۸ مسئله ای عادیست؟!



ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 17:29 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: انتظار

حضرت على (علیه السلام ) در بعضى اوقات از مصائب و گرفتاریهاى آیندگان خبر مى داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مى کرد.

على (علیه السلام ) فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بین آنها پدید مى آید

.
1) کارهاى زشت آشکار مى گردد و معمولى مى شود.

2) پرده هاى عفت و شرم پاره مى گردد.

3) زنا کارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مى شود.



ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه پانزدهم دی 1390 ساعت 17:11 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: انتظار

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که -

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ساعت 1:10 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: نجوا

http://www.3noqte.com/images/stories/hazrate-roghaye.jpg


برای آن که بگوید گناه کافی نیست؟

نگفت عده کم است و سپاه کافی نیست

سر بریده بابای من سر نی رفت

و زندگانیتان شد تباه، کافی نیست؟

برای آن که ببینید روشنایی را

سر بریده خورشید و ماه کافی نیست؟

برای آن که به آتش کشی مرا ظالم!

پُر است دامن من از گیاه، کافی نیست؟

ز عمق سینه من درد و داغ می جوشد

پر است سینه ام از هرم آه، کافی نیست؟

دلم گرفته و خیره مشو به من بابا

کمی تکان بده لب را نگاه کافی نیست

نشسته ام سر راه تمام باران ها

دو چشم خویش نهادم به راه کافی نیست؟

برای شرح نگاهم تو خوب می دانی

که روشنایی زخم پگاه کافی نیست

وجود من به تو وا بسته است و ممکن نیست

که بی تو زنده بمانم، مخواه، کافی نیست؟

غروب و غربت و غم ها، کنار ویرانه

برای چون من بی سر پناه کافی نیست؟

ببوس، کشته لبانت مرا، اگر مُردم

هزار بار در این قتله گاه کافی نیست؟

محمد کامرانی اقدام


نوشته شده در جمعه نهم دی 1390 ساعت 12:42 توسط patron | بدون نظر
طبقه بندی: مقام معظم رهبری

آخرين متدهاي روز جهان در زمينه ي نحوه ي محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ي امتحان):اين جفنگيات مرسوم که در برگه ي امتحان مينويسند و از بيماري مادر تا اينکه اگر اين درس را نمره نياورم مشروطم ميشوم و ... هم، خيلي خز شده و هم، حتي يک بچه ي 5 ساله باور نميکند؛ چه برسد به يک دکتر! کمي نوآوري و خلاقيت داشته باشيد. جناب استاد به اندازه ي کافي خودش مشکلات و بدبختي دارد، ديگر نياز نيست شما با آن خط زيباي منحصر به فردتان يک صفحه ي آچار برايش از مشکلاتتان بگوييد. حالا باز اي کاش فقط يک نفر چنين خزعبلاتي مي نوشت. يکهو مي بيني از 30 نفر دانشجو، بيست و هشت نفر عينا نوشته اند که اگر اين درس را نمره نگيريم مشروطيم و مادرمان مريض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار اين مشکلات را هم از روي ديگر تقلب کرده اند.

روشي پليد

يک درس ساده اي بود که من بنا به دلايلي نتوانسته بودم اصلا اين درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالي سر جلسه امتحان رفتم. نيم ساعتي نشستم و ديدم هيچکدام از اين سوالات حتي برايم آشنا هم نيست. يک جمله در پايان برگه نوشتم و برگه را تحويل دادم:

«در اعتراض به تقلب گسترده اي که سر جلسه ي امتحان از سوي ديگر دانشجويان شاهد بودم از دادن اين امتحان خودداري کرده و نمرهي صفر را به بيستِ با تقلب ترجيح ميدهم.»

نمرهي الف کلاس را گرفتم! خدايا مرا ببخش.



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390 ساعت 4:48 توسط patron | 3 نظر
طبقه بندی: نجوا

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin





Powered by WebGozar